تبليغاتX
دروغ میگن دو روزه ...

 

 

انگار پای ثانیه ها لنگ می شود

وقتی دلم برای دلت تنگ می شود ...

نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388  توسط شراره  | 


 

ذهن ما باغچه است                                  

گل در آن بايد كاشت

و نكاري گل من

علف هرز در آن مي رويد

زحمت كاشتن يك گل سرخ ...

كمتر از زحمت برداشتن  هرزگي آن علف است . . .

گل بکاریم بیا

تا مجال علف هرز فراهم نشود

بی گل آرایی ذهن

نازنین       هرگز         آدم ... آدم  نشود.

 

نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388  توسط شراره  | 


 

پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟

نالید و گفت : سر ز کجا "چشمه" از کجاست ؟

 لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق

هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست

نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388  توسط شراره  | 


به وداع آخرینی که با هم کردیم بیندیش

 زیرا برای دلدادگان دوری و گذشت زمان معنایی نیست.

دلدار من تا وقتی که دل در سینه می‌تپد قلب من به تو خواهد گفت:

مرا بیاد بیاور.

«زمانی که دل شکسته‌ی من برای همیشه در زیر خاک سرد آرمیده باشد

و بوته ‌ی گلی دور از گل‌های دیگر آرام آرام بر روی گور من بشکفد

 مرا بیاد بیاور

مرا بیاد بیاور آن روز که دیگر از من نشانی در جهان نخواهد ماند.

 اما روح جاودانی من همچون دوستی وفادار به طرف تو خواهد آمد

 و در خاموشی شب آهسته در گوشت زمزمه

 خواهد کرد :

مرا بیاد بیاور

نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387  توسط شراره  | 


بی تو یک روز در این خاطره ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خوام مرد

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه ها خوام مرد . . .

 

*******

گلهای یاس را شبها میان بستر خود می پراکنم

آنگاه تا سپیده دم . . .

انگار با توأم !

 

... راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم ؟ . . .

نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387  توسط شراره  |